|

بچه كه بودم هميشه برام سوال بود كه چرا مورچه ها وقتي به هم ميرسند ، سرهاشون رو به هم مي زنن....
الان كه لباس سربازي پوشيدم، وقتي تو خيابون راه ميرم ، ناخودآگاه براي همه سربازا دست بلند ميكنم و سلام مي دم!!!
بيچاره مورچه ها كه تمام عمر سربازن...
چهار ماه ناقابل از خدمتم گذشت ... با تموم سختياش، گاهي لذتايي داشت كه كمك مي كرد بقيه ي لحظه ها رو تحمل كنم
دوستاي خوبي پيدا كردم و ...
بالاخره با انتقالیم به اصفهان موافقت شد!
اين مدتي كه نبودم ، آلبوم اول هادي كوليوند " آخرين بار " منتشر شد
پنج تا ترانه داشتم
دوتاش توي پست قبلي و اين پست هم " آخرين بار " كه اسم آلبوم هم هست
تقديم به دوستان خوبم محسن قيصري و فرهاد كاظمي و هادی مهدی زاده و حسین رستمی و ... كه بهترين دليل بودند تا روزاي سخت شهر مرزی اروند كنار رو طاقت بيارم ...
آخرین بار
اگه این آخرین باره ، بذار امشب رو خوش باشم
نگاهم کن می خوام امشب ، تو چشمات غرق رویا شم
برام روشنتر از روزه ، دارم میشم فراموشت
اگه این آخرین باره ، بذار پُر شم از آغوشت
منو راهی کن از گریه ، ازاین غربت که دنیامه
نه ، از فردا نگو ! امشب ، همه دنیا تو دستامه
گناه من همین اشکه ، کنارم باشو پاکم کن
اگه راضی به این اشکی ، میون گریه خاکم کن
هنوزم با منی اما ، به این احساس شک داری *
شاید عادت کنم امشب ، به این لبخند اجباری
برام روشنتر از روزه ، دارم میشم فراموشت
اگه این آخرین باره ، بذار گم شم تو آغوشت
* این بیت تو اجرا حذف شد
و ترانه اي كه تو اجرا دستخوش تغييرات زيادي شد
ولي من هنوز اصلش رو دوست دارم و ميذارمش
حالا كه هستي
دوباره خيره ، دوباره مات َم ... چشاتو بستي ،پشت پلكاتم
ميگم عاشق شو ، هي ميگي بعدأ ... من از عشق تو ،ميميرم حتمأ
تو كه مي دوني ، قلبم حساسه ... عشق من به تو ، مثه وسواسه
نگا كن دستام ، داره ميلرزه ... دورنشو از من ،حتي يك لحظه
شب تنهايي ، بي رفيق سخته ... حالا تو هستي ، دل چه خوشبخته
حالا كه هستي ، غم فراموشه ... همه ي دنيام ، همين آغوشه
با نگاه تو ، همزبون ميشم ... با نوازش هات ، مهربون ميشم
تو كه مي دوني ، قلبم حساسه ... عشق من به تو ، مثه وسواسه
نگا كن دستام ، داره ميلرزه ... دورنشو از من ، حتي يك لحظه
شب تنهايي ، بي رفيق سخته ... حالا تو هستي ، دل چه خوشبخته
حالا كه هستي ، غم فراموشه ... همه ي دنيام ، همين آغوشه...

ادامه مطلب
|